مقام عشق
 مقام عشق
   1   2   3      >

+ چهل حديث روزه

چهارشنبه 30 مرداد 1387 ساعت 8:46 صبح

چهل حديث روزه

 

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سرکشى که پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقاً رابطه عکس برقرار است، بدين مفهوم که نفس سرکش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، و هرگز به يک جرعه بسنده نمى‏کند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است که مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به کار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب کم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به کوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن کشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع کننده.

 

چهل حديث روزه

1ـ پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولايه.

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).

فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1

 

2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

خداوند روزه را واجب کرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

 

3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

 

نهج البلاغه، حکمت 252

 

4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لکى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

 

5-روزه زکات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لکل شيئى زکاة و زکاة الابدان الصيام.

براى هر چيزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.

الکافى، ج 4، ص 62، ح 3

 

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الکافى، ج 4 ص 162

 

7-اهميت روزه

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

الصوم فى الحر جهاد.

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

 

8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحکم، ج 1 ص 416 ح 64

 

9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام

الصيام اجتناب المحارم کما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

روزه پرهيز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏کند.

بحار ج 93 ص 249

 

10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80

 

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک.

آنگاه که روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز کند.»

الکافى ج 4 ص 87، ح 1

 

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

روزه‏دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه‏اش به چه کارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

 

13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

روزه اين افراد کامل نيست:

1 - کسى که امام (رهبر) را نافرمانى کند.

2 - بنده فرارى تا زمانى که برگردد.

3 - زنى که اطاعت‏شوهر نکرده تا اينکه توبه کند.

4 - فرزندى که نافرمان شده تا اينکه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

 

14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام

کم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و کم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حکمت 145

 

15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل که فرموده است: از صبر و نماز کمک بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

 

16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام

صدقه درهم افضل من صيام يوم.

يک درهم صدقه دادن از يک روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

 

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

 

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه کان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

کسى که روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست که به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

 

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئک الذين يشبعون يوم القيامة

خوشا بحال کسانى که براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

 

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و کل الله به الف ملک يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

هر کس که در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامى که افطار کند.

الکافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

 

21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

 

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) که از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

 

23-دعاى روزه‏داران

قال الکاظم (عليه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

 

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى کوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

 

25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلک صيام ثلاثة ايام من کل شهر.

هر کس کار نيکى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

 

26-روزه ماه رجب

قال الکاظم (عليه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلک النهر.

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هرکس يک روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

 

27-روزه ماه شعبان

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان کتب الله له صوم شهرين متتابعين.

هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل کند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏کند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

 

28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

هر کس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الکافى، ج 4 ص 68، ح 1

 

29-افطارى دادن (2)

قال الکاظم (عليه السلام)

فطرک اخاک الصائم خير من صيامک.

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الکافى، ج 4 ص 68، ح 2

 

30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام)

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

هر کس يک روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

 

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رمضان ماهى است که ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

 

33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

 

34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يکون رمضان السنة

اگر بنده «خدا» مى‏دانست که در ماه رمضان چيست [چه برکتى وجود دارد] دوست مى‏داشت که تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

 

35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من کتاب الله کان کمن ختم القران فى غيره من الشهور.

هر کس ماه رمضان يک آيه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اينست که درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

 

36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام)

راس السنة ليلة القدر يکتب فيها ما يکون من السنة الى السنة.

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

 

37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

کيف تکون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: کار نيک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام)

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويکم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

 

39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

کان ابو جعفر (عليه السلام) اذا کان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يکم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه که شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

 

40-زکات فطره

قال الصادق (عليه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزکاة يعنى الفطرة کما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

تکميل روزه به پرداخت زکاة يعنى فطره است، همچنان که صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) کمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5

 

 

گردآورنده محمد حسين فلاح زاده


نوشته شده توسط : حجت شعباني

نظرات ديگران [ نظر]


+ ولي به دامن غار

سه‏شنبه 8 مرداد 1387 ساعت 12:41 عصر

عيد مبعث مبارک

 

غــــنوده کعبه و ام القری به بستر خـــــــواب

ولـــــــــی به دامن غار حرا دلی بی تـــــــاب

نخفته، شب هــــــمه شب، دیده خـدا بینش

ز دیـــــــــــده رفته به دامن سرشک خونینش

بســـــــــــــان مــــرغ شباهنگ ناله سر کرده

بــــــــــــه کــــــوه، نــــاله جانسوز او اثر کرده

دلـــــــــــــش، لبالــب اندوه و محنت و غم بود

بـــــــه کــامش، از غم انسان شرنگ ماتم بود

وجـــــــــود وی هـــــــمگی درد و التهاب شده

ز آتـــــــش دل خـــــــود همچو شمعآب شده

کــــــــــه‌پیــــــــک حضـرت دادار، جبرئیل امین

عیـــــــــان بــه منظر او شد، خطاب کرد چنین:

بخــــــوان به نام خدایـی که رب ما خلق است

پــــــــدیــــــد آور انســـان ز نطفه و علق است

بـــــــــــــخوان که رب تو باشد ز ما سوا اکـــرم

کــــــــــــه ره نمود بشر را، به کاربرد قــــــــلم

بــــــه گوش هوش چو این نغمه سروش شنید

هــــــــــــزار چشمه نـــــــور از درون او جوشید

ز قیــــــد جسم رها شد، به ملک جان پیوست

شـــــــــکست مرز مکان را، به لا مکان پیوست

درون گلشن جانــــــــش شکفت راز وجــــــــود

گــــــــــــشود بـــــــار در آن دم به بارگاه شهود

بـــــــــــه بـــــزم غیب چو تشریف قربتش دادند

در آن مشـــــــــاهده منشـــــــــور عزتش دادند

چــــــــــو غرقه گشت وجودش به بحر ذات احد

غبـــــــــــار میم، بشد زایل از دل احـــــــــمــــد

بــــــــــه بی نشانی مطلق ازو نشان برخاست

حجــــــــاب کثرت موهوم از میــــــــان برخاست

دوبـــــــــــاره چون به مکان، رو، زلامــــکان آورد

امیـــــــــــد و عشق و رهـــــایی به ارمغان آورد

درود و رحـــــــمـــــــــت وافر، زکردگار قدیــــــــر

بـــــــــــر آن گزیده یزدان، بــــــــر آن سراج منیر

 

شعر دوم

شبی که جوشش صد مهر در گریبان داشت

چـــــنین حادثه ای در مشیمه پنهان داشت

زمیــن، به خود ز تب التهاب می لرزید

زمـــان، ز زایـــش نــوری به خویش می پیچید

موکــــــــــلان مشیــــــــت به کـــــــارگاه قدر

شـــــــــدنـــــــد، تا که ببندند طرح نقش دگر

قضــــــــا گرفت قلم، تا کـــــــه بـر صحیفه نور

ظهــــــــــور نخبه ایجـــــــــــاد را، کند مسطور

ز عــــــــرش زمـــــــــره لاهوتیــان پرده نشین

نظــــــــــاره را بگشودند، دیده ســـــوی زمین

ز شــــــــوق، در رگ شـب خون نور جاری بود

بــــــــر آتشش قــــــــدم از تـــاب بیقراری بود

شبی عجب، که همه جود بود و فیض و فتوح

شــــــــب شکفتن ایمان، شب گشایش روح

شبــــــــــی که مطلع انـــــــوار نور سرمد بود

ظهـــور مصلح کل، بعثت محمـّـــدبود

"محمود شاهرخی"

 

 


نوشته شده توسط : حجت شعباني

نظرات ديگران [ نظر]


+ امام رضا(ع) قدم نو رسيده مبارک

يکشنبه 23 تير 1387 ساعت 9:26 صبح

امام رضا(ع) قدم نو رسيده مبارک

يا جوادالائمه ادرکني

مخاطبين فرهيخته وبلاگ، امام جواد (ع) مي‌آيد تا زمين مدينه، يک بار ديگر مولودي ديگر از نسل هابيل را به شادباش بنشيند. مي‌آيد تا چشمان آسمان را به روشني سيمايش روشن شود و لاهوتيان و ناسوتيان را در شادي ميلاد خويش فرو برد.

 

کبوتر دل در هواي طواف گنبد نوراني کاظمين، پر مي‌گشايد تا همراه با فرشتگان الهي؛ حرم مطهرش را با بال هاي خود غبار بروبد و ديده را به ضريح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با يک آسمان نياز از يگانه بي همتا مي‌خواهيم در درياي بي کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شيفتگان واقعي او قرارمان دهد.

 

ولادت فرخنده و مسعود نهمين آيت سروري و پيشواي کرامت و بخشندگي، امام محمد تقي عليه السلام مبارک باد

 

ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيکه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. امام در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمدند.

 

امام جواد(ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حکومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. اما جواد(ع) که کودک بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.

پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او که از کمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود، ايشان را از مدينه به بغداد دعوت کرد. اما دولتمردان حکومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنکه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنکه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه کند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشکار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.

امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.

امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي‌دانستند. ايشان انساني بردبار، نيکو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در کتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

  نياز مؤمن به سه چيز

«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:

مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از کسى که او را نصيحت کند.

استوار کن، آشکار کن!

«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْکَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:

اظهار چيزى قبل از آن که محکم و پايدار شود سبب تباهى آن است.

قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى

«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّکْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:

افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام که شکرگزارى از سوى بندگان بريده شود.

تأخير در توبه

«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَکَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَکْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ»:

(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مکر خداست. «از مکر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانکار.»

نامه امام جواد به دوستش

«کَتَبَ إِلى بَعْضِ أَوْلِيائِهِ: أَمّا هذِهِ الدُّنْيا فَإِنّا فيها مُغْتَرَفُونَ وَ لکِنْ مَنْ کانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ وَ دانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ کانَ وَ الاْخِرَةُ هِىَ دارُ الْقَرارِ.»:

امام جواد (عليه السلام) به يکى از دوستانش نوشت: امّا در اين دنيا ما زير فرمان ديگرانيم، ولى هر که خواسته او خواسته امامش و متديّن به دين او باشد، هر جا که باشد با اوست و دنياى ديگر سراى جاودان است.

 مسئوليت گوش دادن

«مَنْ أَصْغى إِلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ کانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْليسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْليسَ.»:

هر که گوش به گوينده اى دهد به راستى که او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى که ابليس را پرستيده است.

پسنديدن، در حکمِ پذيرفتن

«مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَکَرِهَهُ کانَ کَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ کانَ کَمَنْ شَهِدَهُ.»:

کسى که در کارى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، مانند کسى است که غايب بوده، و هر که در کارى حاضر نباشد، ولى بدان رضايت دهد، مانند کسى است که خود در آن بوده است.

نوشته امام جواد (عليه السلام)

«إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِکَ.»:

حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را که به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه مي‌بريم.

دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا

«أَوْحَى اللّهُ إِلى بَعْضِ الاَْنْبِياءِ: أَمّا زُهْدُکَ فِى الدُّنْيا فَتُعَجِّلُکَ الرّاحَةَ، وَ أَمّا إِنْقِطائُکَ إِلَىَّ فَيُعَزِّزُکَ بى، وَ لکِنْ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوًّا وَ والَيْتَ لى وَلِيًّا.»:

خداوند به يکى از انبيا وحى کرد: امّا زهد تو در دنيا شتاب در آسودگى است و امّا رو کردن تو به من، مايه عزّت توست، ولى آيا با دشمن من دشمنى، و با دوست من دوستى کردى؟

 


نوشته شده توسط : حجت شعباني

نظرات ديگران [ نظر]


+ ده جرعه زلالي از گفتار امام هادي(ع)

يکشنبه 16 تير 1387 ساعت 9:21 صبح

ده جـرعه


زلالي از گفتار امام هادي(ع)


به مناسبت شهادت امام هادي(ع)


 


1- اگه همه مردم


امام هادي عليه السلام فرمودند:


لو سلک الناس واديا شعبا لسلکت وادي رجل عبد الله وحده خالصا


اگر همه مردم مسيري را انتخاب کنند و در آن گام نهند ، من به راه کسي که تنها خدا را خالصانه مي پرستد خواهم رفت


(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 245)


2- راه سبک شدن مصائب دنيا


امام هادي عليه السلام فرمودند:


من کان علي بينة من ربه هانت عليه مصائب الدنيا و لو قرض و نشر


هر که بر طريق خداپرستي محکم و استوار باشد، مصائب دنيا بر وي سبک آيد، گر چه تکه تکه شود.


(تحف العقول ، ص 511)


3- دشمني با روزها


از حضرت ابوالحسن امام علي بن محمد نقي عليه السلام در مورد فرمايش پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم که فرموده اند( لا تعادوا الايام فتعاديکم) يعني با روزها دشمني نکنيد که با شما دشمني خواهند کرد سوال شد


امام هادي عليه السلام فرمودند:


آري منظور از ايام ما هستيم به سببب ما آسمان ها و زمين برپاست پس:


«سبت ( شنبه) نام رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است و احد ( يکشنبه) نام امير المومنين عليه السلام و اثنين ( دوشنبه) حسن و حسين عليهما السلام و ثلثاء ( سه شنبه) علي بن الحسين ( سجاد) و محمد بن علي ( باقر) و جعفر بن محمد ( صادق) عليهم السلام و اربعاء ( چهارشنبه) موسي بن جعفر ( کاظم) و علي بن موسي( رضا) و محمد بن علي( جواد) و من – علي بن محمد( هادي) – عليهم السلام و خميس ( پنج شنبه فرزندم حسن ( عسگري) عليه السلام و جمعه فرزند فرزندم مي باشد و به سوي اوست که گروه حق جمع مي شوند و همان است که زمين را پر از عدل و داد مي کند، چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد ،»


و اين است معني ايام و اين که در دنيا با آنها دشمني نکنيد که در آخرت با شما دشمني خواهند کرد.


(کمال الدين ج 2 ص 393 به نقل از مکيال المکارم)


 


 4- نکوهش افراد در تملق


امام هادي عليه السلام به کسي که در ستايش از ايشان افراط کرده بود فرمودند:


أقبل علي شأنک، فإن کثرة الملق يهجم علي الظنة، و اذا حللت من أخيک في محل الثقة فاعدل عن الملق الي حسن النية.


از اين کار خودداري کن که تملق بسيار، بدگماني به بار آورد و اگر برادر مؤمنت مورد اعتماد تو واقع شد، از تملق او دست بردار و حسن نيت نشان ده.


(مسند الامام الهادي، ص 302)


 5- خوشبين باشيم يا نه ؟


امام علي نقي الهادي عليه اسلام فرمودند:


هرگاه زماني باشد که عدل غلبه کرد بر جور ، پس حرام است که گمان بد بري به احدي مگر آنکه علم پيدا کني به بدي او.


 و هرگاه زماني باشد که جور غلبه کند بر عدل، پس نيست براي احدي که گمان خوبي برد به احدي تا آنکه ببيند آن را از او.


(منتهي الامال ج 2 ص 483)


 


 


 


 6- پيامد از خود راضي بودن


امام هادي عليه السلام فرموده اند:


من رضي عن نفسه کثر الساخطون


هر که از خود راضي باشد ، خشم گيران بر او زياد خواهند بود. .


(منتهي الامال ج 2 ص 480)


 


7- ارزش شکر گذاري


امام هادي عليه السلام فرموده اند:


أَلشّاکِرُ أسعَدُ بِالشُّکرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ الَّتي أوجَبَتِ الشُکرَ لَأَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ و الشُکرُ نِعَمٌ وَ عُقبي


شکرگزاري از نعمت، از خود نعمت بهتر است چون نعمت متاع دنياي فاني است و لکن شکر، نعمت جاودانه آخرت است.


(بحارالانوار، ج75، ص 365؛ تحف العقول، ص 483)


 


 8- نتيجه نزاع و جدال


امام هادي عليه السلام فرموده اند:


ألمِراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَ القَديمَةَ وَ يُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثيقَةَ وَ أقَلُّ مافيهِ أن تَکُونَ فيهِ المُغالَبَةُ أُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ


جدال و نزاع، دوستان قديمي را از يکديگر جدا نموده و اعتماد و اطمينان را از بين مي برد تنها چيزي که در آن است غلبه بر ديگري است و آن هم سبب جدايي است.


(بحارالانوار، ج 75 ، ص 370؛ ميزان الحکمة ج5، ص 308)


 


9-نتيجه تقوا و اطاعت پذيري از خداي متعال


امام هادي عليه السلام فرموده اند:


مَنِ اتَّقَي اللهَ يُتَّقي وَ مَن أطاعَ اللهَ يُطاعُ


کسي که از خدا بترسد از او مي ترسند و کسي که از خدا اطاعت کند از او اطاعت خواهند کرد.


 (بحارالانوار، ج68، ص 182)


 


10- لحظه جان دادن خود را ياد آر


امام هادي عليه السلام فرموده اند:


اُذکُر مَصرَعَکَ بَينَ يَدَي أهلِکَ، وَ لا طَبيبٌ يَمنَعُکَ وَ لا حَبيبٌ يَنفَعُکَ


هنگام جان دادن در برابر خانواده، خود را به يادآور که نه طبيبي مي تواند مرگ را از تو دور بگرداند و نه دوستي مي تواند تو را ياري نمايد. 


(بحارالانوار، ج75، ص 370؛ ميزان الحکمة، ج10، ص 579)



نوشته شده توسط : حجت شعباني

نظرات ديگران [ نظر]


+ کفاره گناه از جمعه تا جمعه

دوشنبه 10 تير 1387 ساعت 12:34 عصر